ساراسارا، تا این لحظه: 14 سال و 25 روز سن داره

سارا

۷۶. سوغاتی

در روز تولد سه ماهگی سارا سوغاتی های مامانا جونی رسید. مامانا عاشقتیم به خاطر همه مهربونی هات. پلاک وان یکاد سارا تا همیشه همراهش خواهد بود. مرسی مامانم. ...
24 دی 1391

۷۵. اولین سفر/ سال نو ۲۰۱۳

  اولین سفر سارا به پرایا فرچه خونه دریایی مونا اینا بود. سفر خیلی خوبی بود و خدا رو شکر سارا خیلی گل بود و اصلا اذیت نکرد.   سارا و دوستاش سام که ۷ ماه ازش بزرگتره و دنیا که کلی تو سفر هوای سارا رو داشت. براش شعر می خواند و باهاش بازی میکرد. ...
18 دی 1391

۷۴. دندون مامانی

دیروز خیلی اورژانسی رفتم پیش زهرا دندان هام رو درست کنم. یکی از دندان هام در حال خورد شدن بود و یکی دیگه داشت به کانال میرسید که از عوارض بارداری بوده. در کل چهار تا از دندان هام رو درست کردم و چهار سمت لپم هم امپول خوردم. تو مدت ۲ ساعتی که رو دندان های من زهرا کار می کرد سارا جونی پیش بابا مملی بود و اساسی بابایی رو اذیت کرده بود. گلاب به روتون ۱۲ ساعتی بود که دستشویی نکرده بود و یبار کلی لباس های خودش و بابایش رو کثیف کرده بود. بابایی هم که تا حالا بچه عوض نکرده بود کلی ماجرا داشت. بچه رو که امده بوده با اب سرد بشوره اونم کلی جیغ میکشه. این میشه که نگهبان های بیمارستان و خدمه هاش میان اتاق کودک ببینن چی شده. سارا خانم بیمارستان رو میزا...
7 دی 1391

۷۳. اولین حمام با مامانی

  میشه گفت همه کارهای سارا رو خودم انجام میدادم به جز حمام بردنش. اوایل که خیلی ریز بود میترسیدم و بعدهم چون خیلی جنب و جوش داشت. اما دقیقا در دوماه و ۱۲ روزی سارا این جرات رو به خودم دادم و در ظهر گرم اینجا سارا رو بردم حمام. الان می توانم بگم که یه مامان مستقل شدم دیگه. همین جا لازمه از بابایی که تا حالا هر روز سارا رو میبرد حمام هم تشکر کنم: مرسی بابایی. مرسی سارا که حمام دوست داری خیلی زیاد. این عکس هم خواب بعد از همان حمام با مامان گلی یه....   ...
7 دی 1391

۷۲. وقتی

یه پیج قشنگ تو فیس بوک هست به اسم - وقتی-. منم می خوام از این به بعد با همچین موضوعی برای سارا بنویسم... وقتی سارا بغل بابایش داره فیلم های خودش رو می بینه و خوابش میبره...   ...
7 دی 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سارا می باشد